|
پول الکترونیکی، الزام یا انتخاب |
|
مهندس طهماسب مظاهری
اشاره: وقتی وزیر سابق امور اقتصادی و دارایی درباره ی یکی از اصلی ترین شاخص های
اقتصادی سخنرانی می کند. حتماً شنیدنی خواهد بود چون همه ی علاقمندان این فرصت را
نداشته اند که سخنرانی مهندس طهماسب مظاهری در همایش پول الکترونیکی را از نزدیک
بشنوند، تصمیم گرفتیم با انتشار آن در این شماره ماهنامه این فرصت را در اختیار شما
خوانندگان عزیز قرار دهیم.
به نظر می رسد که ما با یک الزامی مواجه هستیم برای اینکه ایجاد پول الکترونیکی را
پی بگیریم ما در شرایطی هستیم که برای این که بتوانیم مدیریت و نظام اقتصادی مملکت
را به شکل مطلوبی به پیش ببریم و به شان و جایگاهی که مردم و کشور ما ظرفیت و
استحقاق آن را دارند برسانیم، انتخاب دومی نداریم در کشور ما سرمایه و پول با
توازنی که معمول کشورهای دیگر هم هست وجود دارد، اما با نسبت های متفاوت. در
کشورهای دیگر سرمایه های موجود یک سری سرمایه های تولیدی است یک مقدار هم سرمایه
های پولی و نقدینگی در جریان است. گردش امور، مربوط به سرمایه های تولیدی و صنعتی
است . در کشور ما بخشی که سرمایه های تجاری و پولی است بزرگ تر است و سرمایه های
صنعتی و تولیدی بخش کوچک تری را به خودش اختصاص می دهد یکی از وظایف مدیریت اقتصادی
کشور این است که از آن بخش بزرگ تر که سرمایه های تجاری و پولی و نقدینگی است، کمک
بگیرد و آن را عامل و ابزاری بکند برای رشد بخش دیگر که سرمایه های تولیدی و صنعتی
است. البته دلیل اینکه این مشکل به وجود آمده روشن است یکی از مهمترین علتهایی است
که بخشی از درآمدها و عواید تولید و سایر منابع در کشور ما از نفتی که می فروشیم به
دست می آید به کارگیری منابع پولی، ارزی و سرمایه های تجاری برای رشد سرمایه های
صنعتی و تولیدی یک بخش مهم و بزرگ از کار مدیریت اقتصادی مملکت را به خودش احتمال
می دهد به همین دلیل در تمام فرآیندهای مدیریت اقصادی و برنامه ریزی های استراتژیک
مملکت، نقش مدیریت سرمایه-های پولی و تجاری و نقش بانک مرکزی در تمام این سالها
بسیار پررنگ و مهم و سرنوشت ساز بوده و به همین دلیل است که نقش دولت و حکومت در
فرآیند اقتصاد شبکه ای مطرح می شود.
در این بحث کلی و عمومی مسأله ی سبستم بانکی و پول الکترونیکی اهمیت ویژه و اولویت
اول را پیدا می کند. یقینا در بقیه ی بخش های صنعتی و تولیدی ما هم اقتصاد شبکه ای
و اهمیت نقش دولت الکترونیکی در مدیریت اقتصاد و مملکت در بخش بانکی و پولی، اهمیت
و اولویت بیشتری پیدا
می کند و بایستی که زودتر به آن بپردازیم و این کاری است که انجام داده ایم در
وضعیتی که ما امروز داریم و سالها داشته ایم چرخه های اقتصادی و گردش پول و نقدینگی
در کشور به صورت گروه هایی کار می کنند که در مناطق مختلف جغرافیایی و یا در بخش
های مختلف واقع هستند پراکندگی منابع، پراکندگی سرمایه گذاری ها و عدم ارتباط و عدم
پشتیبانی اینها از یکدیگر یکی از معضلات مدیریت اقتصادی کشور و گردش منابع مالی و
منابع سرمایه گذاری است و در این میان بانک های ما هم که مسوولیت اداره ی این امور
را داشتند در طول سالهای گذشته به دلایلی مختلف از این نظام پراکنده تبعیت کرده اند
و هر کدام متناسب با مدیریت هایی که داشته اند بخشی از این چرخه را در بخش های
مختلف اقتصادی یا بخش های مختلف جغرافیایی به خودشان اختصاص داده اند.
به نظر می آید که بحث پول الکترونیکی و دولت الکترونیکی امروز شرایطی را ایجاب می
کند که ما به ناچار و با الزام بسیار زیادی باید این یکنواختی را در نظاممان به
وجود بیاوریم. نه تنها یکنواختی بلکه باید در قالب اقتصاد شبکه ای به هماهنگی و
همسازی بین فعالیت های مختلف اقتصادی برسیم.
تاریخچه
همان طور که می دانید بحث مربوط به اتوماسیون از سالهای بعد از پایان جنگ جهانی دوم
در کشورهای مختلف شروع شد و به صورت یک روند ادامه پیدا کرد. کشورهای غربی بخشی از
منابعشان را صرف این کار کرده اند و با بخشی از منابعشان بهره وری و سرعت گردش کار
و خدماتشان را بهبود داده اند تا سالهایی که همزمان با آن بحث شبکه و اینترنت به
وجود آمد. همانطور که می-دانید شبکه ها و اینترنت ها برای شکل گرفتنشان مستقل از
بحث اقتصادی و با ضرورت های دیگری کارشان را شروع کردند. در سالهای 1996 تا 2001
بود که دنیا متوجه شد که از این قابلیتی که در شکبه های موجود در شبکه ی اینترنت
وجود دارد، می تواند برای مدیریت اقتصادی و افزایش بهره وری کمک بگیرد. در واقع در
آن فاصله ی زمانی بود که جهت گیری فعالیت های مربوط به اتوماسیون و مدیریت های بهره
وری سیستم به سمت بهره برداری از سیستم های اینترنتی و شبکه ای سوق پیدا کرد. در
سالهای بعد اینها به سمت یک هوش یکپارچه یا متحد خواهد کرد ما هم در این مسیر قرار
داریم. در سیستم بانکی مان هم ما این مسیر را می توانیم ببینیم تا سالهای 1980
سیستم بانکی که مدیریت و متولی گری گردش امور بانکی، نقدینگی و پولی کشور را بر
عهده داشته چه در کشور ما و چه در جاهای دیگر، عمدتاً در جهت اتوماسیون کار
می-کردند هدف، ذهنیت و تصمیم گیریشان در واقع با این جهت بوده که اتوماسیون را
اضافه بکند. اتوماسیون به معنی این که کاری که یک فرد، یک کارمند، یک مسوول، یک
مدیر به صورت دستی انجام می دهد ماشین می تواند صدبرابر، هزار برابر آن را با سرعت
و دقت بیشتری انجام بدهد. این در واقع مفهوم اتوماسیون بوده، حتی امروز هم در بعضی
موارد به اشتباه دنبال همین می-روند. این کار و این پدیده از سال 1980 تا 1996 مطرح
شد که نه تنها کار یک از افراد، یک نفر از مدیران، یک نفر از پرسنل یک شبکه ی بانکی
یا مدیریت یک بنگاه باید با دقت و سرعت بیشتری انجام بشود، بلکه نیاز به همخوانی و
همنوایی بین واحدهای مختلف داخلی بنگاه وجود دارد، اینجا بود که در واقع مدیرتی
منابع سازمانی شکل گرفت و کارش را به آن شکل انجام داد. از سال 1999 این مفهوم
تغییر بیشتری کرد. در داخلی یک اقتصادی به نام شبکه خودش را پیدا کرد و امروز ما در
شرایطی هستیم که نباید به صورت جدی و با سرعت بسیار بالا به سمت بهره برداری از این
امکانات و ظرفیت شکبه ای پیش می رود. ما بخش زیادی از اقداماتی را که در فاصله ی
1980 تا 1999 در دنیا در نظام های بانکی انجام شد، در نظام بانکی مان به دلایل
مختلف خارج از حوصله ی این بحث از دست دادیم. آن کاری که در فاصله ی 1980 تا 1999
در کاربردهای مدیریت منابع سازمانی و بانکی در دنیا انجام شده در نظام بانکی ما
انجام نشد یا ضعیف و با مقیاس کوچکی انجام شد، در این هیچ تردیدی نیست و ظاهرا همه
ی ما آن را به عنوان یک واقعیت تلخ قبول کرده ایم.
مراقب باشیم که از 1980 شروع نکنیم.
سه مرحله ی خیلی روشن و خیلی قطعی و خیلی منفک از یکدیگر که به صورت قابل تشخیص در
نظام مدیریت بانکی و اقتصادی کشور وجود دارد که در نمودار نشان داده شده است. اگر
چنین است و اگر ما حلقه ی وسط را که در واقع مدیریت های منابع داخلی یک سازمان است
را از دست داده ایم و اگر امروز می خواهیم که در این مسیر حرکتی کنیم، مراقب باشیم
که از 1980 شروع نکنیم. امروز باید که با استفاده از امکانات و ظرفیت ها و
قابلیت-هایی که شبکه ی اینترنتی و شبکه های جهانی به ما می-دهند استفاده کنیم. در
واقع باید از مرحله ی اتوماسیون به مرحله ی بهره برداری از اقتصاد شبکه پرش کنیم.
اگر با این استدلال که ما آن حلقه ی وسط را طی نکرده-ایم ادامه ی همان راه را
برویم، بسیاری از منابعمان را صرف خواهیم کرد، هزینه های زیادی را انجام خواهیم داد
ولی نمی توانیم از مزایای اقتصاد و شبکه ای که در دنیا به وجود آمده استفاده کنیم و
این قابلیت را از دست می دهیم نه به دلیل اینکه آن ابزارهای قدیمی دیگر موضوعیتی
ندارند. اگر ما بخواهیم همان تجربه را تکرار کنیم، همان رایانه ها را به کار بگیریم
و همان کارکردهایی که برای نظام بانکی قبلی بوده و ما بخشی از آن را استفاده
نکرده ایم، شروع کنیم از آن استفاده کردن یقیناً منابع بزرگی را صرف می کنیم، ولی
از مزایای شبکه و امکانات شبکه ای و فناوری جدیدی که در شبکه ی جهانی به وجود آمده
محروم خواهیم شد و باز هم این عقب ماندگی را در واقع تجربه خواهیم کرد. یقیناً یکی
از نکات مثبت این کار این است که ااگر ما از این ابزار جدید استفاده کنیم، یکی از
مزیت هایش هزینه ی بسیار پایین است، با هزینه ی بسیار پایین می توانیم از این
فناوری استفاده کنیم قابلیت دسترسی، قابلیت اتکا و قابلیت اطمینان به این شبکه
بسیار بیشتر از آن چیزی است که در سیستم های قدیمی تر وجود داشته و ما اگر از این
ابزار استفاده نکنیم هم هزینه هایمان را بسیار افزایش خواهیم داد و هم در رقابت با
کسانی که وارد اقتصاد شبکه ای می شوند بسیار عقب می مانیم. در حقیقت می توان این
طور به موضوع نگاه کرد که گویی اتفاقی در دنیا افتاده که یک بار دیگر پیشرفته ها و
عقب مانده ها را از نو تعریف می کند و این اتفاق همان اتفاقی است که در واقع پدیده
ی شبکه به وجود آورده و اگر به این نکته مهم توجه نکنیم در واقع در تعریف مجددی که
از پیشرفته ها و عقب رفته ها می تواند به دست بدهد ما می-توانیم جزو دسته ی دوم
باشیم که نباید این طور باشد اگر این تشخیص را بدهیم و اگر این دیدگاه را قبول
کنیم، می توانیم از موقعیت استفاده کنیم و یا جهشی که در این مسیر داشته باشیم کار
را پیش ببریم یقیناً اگر این مسیر را به این شکل طی کنیم، بازارهای دنیا و حضور در
مجامع اقتصادی دنیا و حضور و هماهنگی و تعامل اقتصاد ایران یا اقتصاد دنیا با سرعت
و قابلیت و اطمینان بسیار زیاد و با هزینه ی بسیار کم انجام می شود، اما در غیر این
صورت دسترسی ما به بازارها و اقتصاد دنیا و تعامل آن سخت، بلکه غیرممکن است.
اگر ما نتوانیم خودمان را با پدیده ی شبکه ها تطبیق دهیم
اگر ما نتوانیم خودمان را با پدیده ی شبکه ها تطبیق دهیم، دسترسی ما به بازارهای
دنیا و تعامل با آنها برایمان سخت و پرهزینه خواهد بود ولکن امکانات و منابع شامل
نیروی انسانی بازرگان و حتی افراد مستقل و هویت های فردی داخل ایران به دلیل آشنایی
و ارتباطی که با این شبکه ها پیدا می کنند و به دلیل حضور آن شبکه ها در داخل ایران
در این ارتباط قرار می گیرند به عبارت بهتر ما هزینه هایش را می دهیم و منابعمان را
صرف می کنیم ولی از مزایایش بهره مند نخواهیم شد. آن وقت اگر چشم باز کنیم و ببینیم
چنین اتفاقی افتاده ممکن است تصمیم غلطی از این نوع تصمیماتی که بعضی وقت ها
می گیریم، بگیریم و درها را ببندیم و فیلتر کنیم و در برابر راه ها دیوار آتش درست
کنیم. اگر چنین اتفاقی بیفتد آن وقت است که ضرر مضاعف خواهیم کرد اولا نخواهیم
توانست درها را ببندیم چون فناوری آن قدر سهل و آسان قابل دسترس خواهد بود که هزینه
ی بستنش برای ما بسیار زیاد خواهد بود و ثانیا این کار باعث عقب ماندگی بیشتر
اقتصاد مملکت خواهد شد به نظر می-رسد این تشخیص درستی است باید در حرکت به این سمت
این جهش را ملاک کارمان قرار بدهیم. یقینا در این کار خیلی تعریف ها، تعریف های
جدیدی خواهد بود و در سیاست های پولی در یک نظام پول الکترونیکی با بهره گیری از
شبکه جهانی آن چیزی که امروز هست نخواهد بود امروز ما برای سیاست های پولی مملکتان
یک سری هدف هایی را داریم از جمله اطمیناان از سالم بودن بافت مالی بانک، اطمینان
از تامین منافع سهامداران و سپرده گذاران بانک و صحت عمل رابطه ای بین بانک و
مشتریانی که اعتبار می گیرند برای این هدف های اصلی، امروز ابزارهایی وجود دارد. در
سالهای گذشته یک سری ابزارهای سنتی بود؛ از جمله این که سقف اعتبارات را دولت تعیین
می کرد و اگر می خواستید بیشتر از این اعتبار به فردی بدهید باید از دولت اجازه می
گرفتید و دیگر قضایا مانند نرخ های بهره ی بانکی نرخ سپرده ی قانونی، سپرده های
اجباری، وام مشارکت اجباری که بخرند و دیگر ابزارهایی که در گذشته بوده است ولی
برای هدف نهایی که سیاست های پولی دنبال می کند، ابزارهایی که امروز جاری و ساری
است در یک همچون نظام بانکی شبکه ای کارآیی نخواهد داشت یکی از کارهایی که در این
مسیر باید انجام بدهیم، این است که برای یک همچون شرایط سازمان و اقتصادی، سیاست
های پولی متناسب آن را از امروز یاد بگیریم و عمل کنیم و آماده شویم که آن سیاستها
را اجرا بکنیم. اگر روزی آن نظام وارد اقتصاد ما بشود بخواهیم با همین سیاست-های
پولی و با همین ابزارها، هدف های سیاست پولی مان را دنبال بکنیم، یقیناً کارآیی
نخواهد داشت. ابزارهای سیاست پولی در یک چنین نظامی با ابزارهایی که اموز هست بسیار
متفاوت خواهد بود اگر یک چنین اتفاقی بیافتد خود همین ابزارهای سیاست های پولی در
یک چنین نظامی با ابزارهایی که امروز هست بسیار متفاوت خواهد بود. اگر یک چنین
اتفاقی بیافتد، خود همین ابزارهای سیاست های پولی جدید و روابط جدید و تعامل جدید و
استراتژی های جدید هدف های سیاست پولی را هم می تواند تعیین بدهد. ما امروز برای
هدف های سیاست پولی مان چند نکته داریم که هیچ معلوم نیست که هدف ها همین ها باشد.
حتماً هدف های بالاتری را پیش رو خواهیم داشت. چیزهایی که شاید امروز نمی توانیم
فکرش را هم بکنیم یا آشنا نیستیم، ولی می فهمیم که در یک چنین شرایطی ابزارهای
مناسب با آن هدف ها باعث می شود که خود هدف ها و اصولی که در سیستم بانکی ما هست در
واقع بتواند پیش برود.
ایران
کشوری مثل ما که به لحاظ علمی و آموزشی و عملکردی با این بحث ها یک مدتی فاصله
داشته است امروز پرش از این وضع موجود به وضع حداقل قابل قبولی که در نظام اقتصادی
دنیا قابل قبول است، یقیناً پیچیدگی خاصی را می طلبد. این کار راه حل های ساده ای
ندارد راه حل های پیچیده دارد، ولی این کار پیچیده و پرزحمت که تشخیص آن را امروز
داده ایم که خودش ارزشمند است، ارزش این را دارد که برای انرژی و وقت بگذاریم و از
این رهگذر خدمتی به مردم کشورمان بکنیم و در دور جدید رقابت های اقتصادی و پولی
دنیا جایگاهی را پیدا کنیم که در شان و ارزش مملکت ماست. این هم حاصل نمی شود مگر
به دست توانای مدیران اقتصادی مملکت این مقوله می تواند در دستور کار دولت قرار
گیرد و تصمیم سازی های صحیحی با مشورت کارشناسان گرفته شود.
|