|
پول الکترونیکی و تفکیک نقش های استراتژیک |
|
مهندس مسیح قایمیان
اشاره: مهندس مسیح قایمیان مدیر عامل شرکت ملی انفورماتیک در سخنان خود که در همایش
ملی پول الکترونیکی ایراد شده، توضیحات جالب و خواندنی راجع به ضرورت های کیفی حرکت
به سمت پول الکترونیکی ارایه داده است. به نظر وی ابتدا باید طرح و نقشه ی دقیقی
برای ساختمانی که
می خواهیم بسازیم، آماده کنیم و بعد مصالح لازم را خریداری کنیم، با هم می خوانیم.
در جلسات مختلف و مطالب مختلفی که راجع به پول الکترونیک مطرح شد، نکات مختلفی
عنوان شد و از اینجا شروع شد که چگونه و چرا ما به پول الکترونیکی احتیاج داریم. در
پاسخگویی به این پرسش بعضی جاها وارد جزییات شدیم، بعضی جاها روی کلیات و استراتژی
ها حرکت کردیم، با یک نگرش اجرایی در ذهن باید ببینیم چگونه و توسط کدام پارامترهای
اجرایی می شود پول الکترونیکی را در فضای عملیاتی پدید آورد.
مساله ای که به عنوان یکی از اشکالات قابل طح است. مساله ی شکاف اطلاعاتی است که در
گردش نقدینگی وجود دارد، اما 1600 یا 1700 شعبه در شبکه ی بانکی کشور داریم و روش
سنتی ما روشی است که هر کدام از این شعب احساس می کنند یک بانک هستند و تراز آن یک
بانک همان یک شعبه است، بنابراین وقتی که دستور داده می شود باید به این شعبه
مراجعه کنید، خیلی غیرعادی نیست. برای اینکه آن تراز گزارش های خاصی را می تواند
ارایه دهد که وقتی به یک شعبه ی دیگر مراجعه بکنید، گزارش ها به این راحتی، تعیه
نمی شود، بنابراین قدم اول برای کاهش نارسایی یا کم کردن مشکلات این است که ما به
جای اینکه در یک بانک، مثلا بانک ملی با بانک صادرات 3000 شعبه داشته باشیم، یک
بانک داشته باشیم، یعنی مشتری یک حساب داشته باشد و در یک بانک شناخته شده باشد.
شاید 1500 شعبه یا 1600 شعبه را تبدیل کنیم به 10 بانک که دیتای هر بانک در خودش
باشد و هر مشتری به هر شعبه ای مراجعه کرد، دسترسی به اطلاعات خودش داشته باشد.
این قدم بسیار بسیار مثبتی است و خیلی از معضلاتی که عنوان شد را این قدم می تواند
بردارد، اما آیا این قدم، مساله ای را حل می کند یا تنها قدم اولیه است؟
بنابراین ما از 1600 بانک و از این شکاف، جزیره ای اطلاعات به حدود 10 بانک اصلی
حرکت
می کنیم.
بحث بعدی این است که چگونه می شود این بانک ها را به هم متصل کرد! اگر من در یک
بانکی پول دارم، چرا نتوانم در آن یکی بانک برداشت کنم؟ بنابرین سیستم های تمرکز
اطلاعات باید به وجود بیاید و این 10 تا بانک، یک کشور را مثلا 10 بانک ایران را به
هم متصل کنیم و عملا یک چیزی شبیه یک بانک داشته باشیم که تمام این زیرساخت ها جواب
بدهد و قدم بعدی که برداشته شده و ما باید برداریم، مرحله ای است که همه ی این بانک
ها به صورت یک بانک جهانی بتوانند با همدیگر ارتباط داشته باشند و با هم کار کنند و
مشکلات را حل کرده باشند.
بنابراین ما باید از یک دنیایی که شکاف اطلاعاتی داریم، به یک دنیایی که شبکه ای
باشد و هوش یکپارچه داشته باشد و یک مغز یکپارچه در آن کار بکند، نزدیک بشویم. در
واقع یک تمرکز اطلاعاتی به وجود بیاوریم و دستورالعمل ها حتی اگر به تفکیک بانک ها
جمع شده باشد، امکان اتصال اطلاعات را با همدیگر داشته باشیم.
برای اینکه از این مرحله عبور کنیم یک مرحله ی مهم دیگر را هم باید پشت سر بگذاریم
و آن این که از محصول خارج بشویم و به سرویس برسیم، یعنی دنبال خدمات ویژه باشیم.
چرا باید این کار را بکنیم؟ برای اینکه شاید هدف بانکداری خود فناوری اطلاعات یا
بانکداری الکترونیکی یا چیزهای دیگری که نامش را می-آوریم نباشد، نکته ی مهم،
فناوری اطلاعات یا بانکداری الکترونیکی یا انتقالات الکترونیکی یا تجارت الکترونیکی
نیست. نکته ی مهم آن آدم است، یک آدم وقتی به وجود می آید، مالکیت همراه اوست و نمی
توانید از او جدا کنید، وقتی مالکیت به وجود آمد، آنجاست که خرید و فروش و نقل و
انتقال مالکیت معنا پیدا می کند. بنابراین نکته ی مهم این است که ما بتوانیم اجازه
بدهیم آن انسان اختیار داشته باشد و مالکیت خودش را انتقال بدهد. یک سری از اموال
در بانکها نگهداری می-شود و در واقع باید بتواند به سادگی آن اموال خودش را جابه جا
بکند. با این دید اگر نگاه بکنیم، ما باید دنبال محصولاتی بگردیم که خدماتی را در
اختیار انسان-ها بگذارد، حالا آن لایه ی پایین چقدر پیچیده است، مهم نیست. آنچه که
مهم است این است که خدمات در اختیار افراد باشد. در واقع ما باید تغییری در ماهیت
فناوری اطلاعات به وجود بیاوریم تا وقتی که این تغییر را به وجود نیاوریم، داریم
ابزار، نرم افزار، سخت افزار و شبکه می فروشیم که هیچ کدام از اینها حتی به هم
چسبیدن اینها جوابگو نیست. هر کدام از این محصولات آن چیزی که جوابگو هست، ترکیب
این محصولات همراه با دانش استفاده و کاربردش است. در واقع ما به یک زیرساخت می
رسیم به یک فضایی می رسیم که در آن فضا دو مرحله ی اصلی وجود دارد، یک مرحله ی
دسترسی به اطلاعات و نیازها و رفع نیازها و یک مرحله ی مبحث پایینی با زیرساخت کسب
و کار الکترونیک که فضایی است که نقل و انتقالات را ممکن می کند. حالا هر چه لایه ی
بالایی و لایه ی دسترسی ساده تر باشد، قابل استفاده تر خواهد شد. هر چه لایه ی
پایینی پیچیده تر باشد، سرویس بهتری را برای لایه های بالایی فراهم می کند.
بنابراین از یک طرف ما باید به شدت به سمت سادگی برویم، به عنوان مثال، دستگاه تلفن
همراه خیلی خودش را نزدیک به تلفن ثابت کرده است که لازم نباشد یک دوره ی آموزشی
جدیدی ارائه شود، لازم نباشد با یک پیچیدگی جدیدی مواجه باشند، بگویند عین همان
تلفن های قبلی حالا می توانی از آن استفاده کنی، ولی داخلش خیلی پیچیده تر است،
خیلی سرویس های بیشتری را ارائه می کند. بنابراین ما در لایه ی دسترسی تا جایی که
می توانیم سرویس را برای مشتری ساده بکنیم و در لایه ی پایینی که لایه ی زیر ساخت
کسب و کار الکترونیک است، بسیار پیچیده، حرفه ای و مستحکم باشد. در واقع اجزای
فناوری اطلاعات به دو بخش دسترسی و تولید سرویس باید تفکیک بشود تا بتوان موفقیت را
ایجاد کرد در لایه ی تولید سرویس، معمولا پیچیدگی های بسیار زیادی وجود دارد، انواع
تجهیزات وجود دارد و این تجهیزات هر کدام برای خودشان پیچیدگی خاصی را به وجود می
آورند. با دو دیدگاه به کاربردهای ملی- بانکداری نگاه می کنیم یک نگاه نگاه معماری
است که در آن، مشتریان را در یک لایه ی بالایی نگاه می کنیم و کاربردهای بانکی
پایین تر از آن قرار گرفته، سرویس ها در اختیار مشتریان قرار می گیرند و لایه ی
پایین تر از کاربردهای بانکی سرویس پرداخت الکترونیکی، زیرساخت کسب و کار
الکترونیکی، RTGS و انواع خدمات دیگر است. اینجا RTGS با نقل و انتقال پول،
ریزه کاری های خاص خودش را مانند انواع بحث های حقوقی و انواع بحث های اجرایی برای
خودش پیدا می کند و نکته-ای که مطرح است این است که اینجا باید به شدت توسط متخصصین
تفکیک بین انتقال کم حجم و انتقال پرحجم ایجاد شود، چرا ما باید روی پرحجم مثلا
RTGS داشته باشیم و روی کم حجم بتوانیم جا به جایی را بلافاصله انجام بدهیم؟
فرقش در واقع اینجا به وجود می آید که این برای حجم بالا یک سرویس مستحکم است. اگر
به این دیدگاه از یک طریق دیگر نگاه کنیم، به عبارت دیگر بیرون کانال ارسال را
ببینیم که چگونه این امکانات را مثلا از یک بانک دریافت کنم، آنجا یک بانکداری
مرکزی و یک مدیریتی وجود دارد، این ریزه کاری ها دیگر از دیدگاه یک کاربر نهایی به
راحتی قابل دیدن نیست و شاید باید مخفی کنیم. نگذاریم که دیده بشود. هر چه موفق تر
باشیم که این را مخفی کنیم، از دیدگاه کاربر نهایی، او به راحتی می تواند از سرویس
ما استفاده بکند، مرحله ی بعدی در واقع این بحث است که ما با یک دنیای بسیار پیچیده
روبه رو هستیم و این پیچیدگی برای پروژه های کلان پیچیده تر می شود. پروژه های کلان
فناوری اطلاعات به شدت پیچیده هستند. گرچه ممکن است ظاهری به شدت ساده داشته باشند.
هرچه ظاهر ساده تر با پیچیدگی سنگین تر کار بکند، موفقیت بزرگ تری را نشان می دهد،
اما نکته ی مهم این است که این پیچیدگی ها باید مدیریت بشود، من با یک مثال می
خواهم علت این پیچیدگی و پارامترهای این تفکیک و این که چگونه این پیچیدگی را حل
بکنیم، خدمتتان عرض بکنم. شما به یک بانک با 5 شعبه نگاه بکنید که با 3000 یا 4000
دارد کار می کند و در روز 20 میلیون تبادل دارد انجام می دهد. درست مثل یک مهمانی
غذا است که شما 5 نفر را به منزلتان دعوت کرده باشید یا 3000 نفر را دعوت کرده
باشید. هر دو هم غذا دادن است، هر به نظر می رسد یک سرویس است، اما سرویس در یک حجم
سنگین قرار می گیرد، معنی بسیار پیچیده تری دارد و این که چگونه من می توانم به
موقع سرویس را در اختیار مشتری بگذارم، برای خودش یک پارامتری می شود. یعنی شرکت
ها، بعضی موسسات وقتی که دارند در حجم زیاد فروش انجام می دهند، می گویند اگر وارد
مغازه ما بشوید، حداکثر 3 دقیقه بعد، غذایت را می گیری و می روی بیرون و این 3
دقیقه خیلی برای آنها مهم است، در صورتی که در رستوران هایی که 4 میز دارد، خیلی
مهم نیست که چند دقیقه بعد غذایش را می گیرد اما در مک دونالد اصلا روی این تبلیغ
می کنند که تو اینقدر بیشتر اینجا درگیر نخواهی بود.. بنابراین پیچیدگی چند پارامتر
اصلی دارد. یکی اینکه به خصوص وقتی در دنیای بانکی وارد می شویم، می بینیم اولین
نکته ای که در بانک مطرح است امنیت است. شما باید امنیت اطلاعات داشته باشید، امنیت
جابه جایی پول داشته باشید. به هیچ وجه حساب هایتان مخلوط نشود و به هیچ وجه شما
هیچ ادعایی پیدا نکنید. همیشه مطمئن باشید که بانک از شما دقیق تر نگاه می-کند،
همیشه با نگاه کردن صورت حساب بگویید این قدر پول دارم. هیچ وقت فکر نکنید که نکند
اشتباه کرده و بروید جمع بزنید. این بانک است. بانک آن چیزی است که وقتی به اسنادش
نگاه می کنید، یک امنیت خاطر پشت سر شما باشد. حالا چه 5 شعبه داشته باشد، چه 3000
شعبه، بانک قوی آن بانکی است که بتواند امنیت ایجاد کند.
تکته ی دوم این که بشود سرویس محکمی را ایجاد کرد و در واقع سرویس در دسترس باشد.
هر موقع خواستیم بتوانیم سرویس را دریافت کنیم و از همه مهم تر اینکه این سرویس
قابل تغییر اندازه باشد و بتواند از یک بانک بزرگ تا بانک کوچک نوسان و حرکت کند.
قطعا شما می دانید این شاخص هایی که خدمتتان عرض کردم، هیچ وقت به 100 درصد نمی
رسد. هیچ بانکی نمی تواند بگوید من دارم فلان سرویس را با کیفیت 100درصد ارایه می
کنم. بنابراین همیشه 99 درصد یک چیزی است 9 درصد یک چیزی است و هر چه بخواهیم 9
درصد بیشتری داشته باشیم پول بیشتری باید خرج کنیم. هرچه تعداد 9های پشت ممیزتان
زیادتر است، معنی اش این است که سرویس با کیفیت بالاتری ارایه می کنیم و باید پول
بیشتری را پرداخت کنیم. اما این پول در ازای افزایش یکی از 3 پارامتر امنیت دسترسی
یا اندازه پذیری است. پیچیدگی که در فضای بانکی کشور به وجود می آید. از اینجا شروع
می شود که شما خدمات پول الکترونیک را در واقع در نقاط مختلف با حجم های مختلف باید
با سرعت بسیار بالایی پاسخگویی کنید و در واقع ایجاد یک چنین سرویسی ایجاد تفکیک می
طلبد. یعنی اگر ما این تفکیک را داشته باشیم، موفقیت بیشتری خواهیم داشت. تفکیک
عملیات مالی و عملیات فناوری اطلاعات، اگر بتوانیم تفکیک را به حدی به وجود بیاوریم
که امکان سرویس دهی از خدمات همدیگر را داشته باشیم، این وضعیت بهتری را ایجاد می
کند. شما در سرویسها مثل سرویس های عمومی (آب، برق، گاز و تلفن) وضعیت معلوم است.
اگر ما در هر خانه ای یک ژنراتور کوچک برق بگذاریم، خلی وقت ها قابل دفعا است.
خوشبختانه من ژنراتورم تحت کنترل خودم است. خودم به موقع در آن بنزین می ریزم ، آب
و روغنش را درست می کنم و خودم هم اینقدر سواد دارم که چگونه روشنش کنم. روشنش می
کنم و برق می گیرم. این هم خوب کاری است ولی وقتی خراب شد، دوباره محتاج این و آن
می شوم، پس هیچ وقت صرف نمی کند که شما برای خودتان یک ژنراتور برق یا یک چاه آب در
منزل داشته باشید. خیلی صرف می کند که یک سیم برق و یک لوله ی آب به منزلتان وصل
شده باشد و یک کس دیگری مسوول باشد و در واقع پول آن سرویس را از شما بگیرد و سرویس
را در اختیار شما بدهد و خیال شما راحت باشد که این برق در طول سال تنها 3 دقیقه
قطع می شود. ظاهرا به نظر می رسد که اگر تحت کنترل من باشد بهتر است، ما در اصل این
طور نیست، دنیا دارد به این سمت می رود که تا جایی که می-شود این سرویسهای فناوری
اطلاعات را به صورت سرویس عمومی در بیاورد و در واقع سرویس پمپ انتقال را در اختیار
شما بگذارد و بگوید شما روی این زیرساخت واین محیط عملیاتی کار خودتان را سوار کنید
و خدمات بانکداری خودتان را ارایه بدهید. خدمات الکترونیکی پولی در واقع از 3 لایه
تشکیل می شود، یک لایه زیرساخت فناوری اطلاعات است که متخصصین این رشته باید در
جزییات با مساله کلنجار بروند رویه ی بالاتری از این وجود دارد که لایه ی زیرساخت
خدمات مالی و بانکداری است که باز هم این یک لایه ی فناوری اطلاعات مالی است. من
مخصوصا این دو را جدا کردم که نشان بدهم این ها دو سرویس هستند. یک سرویس فناوری
اطلاعات لایه ی پایین است. یک سرویس لایه ی خدمات مالی بانکداری است و لایه ی
بالاتر، لایه ی کاربرد بانکی است یعنی بانکداران معمولا با ماشین های بنز می آیند.
آن دو لایه ی دیگر با ماشین-های ساده تر می آیند به دلیل این که آن لایه ی آخر است
که با انسان ها طرف است و باید با روحیات مردم سروکار داشته باشد. آن دو لایه ی
پایین، لایه های فنی تری هستند و این لایه های فنی معمولا خارج از ایران به این
صورت که ما در ایران پیچیده اش کرده ایم، پیچیدگی ندارد.
نکته ی آخری که می خواهم عرض بکنم، بحث استراتژی های قبلی است و اهدافی که داشتیم،
ما یک سری استراتژی داشتیم و به این بانکداری فعلی رسیده ایم، سوال این است و ما
دنبال چه نوع بانکداری می گردیم و استراتژی-های آن چیست و چگونه باید به آن رسید؟
شاید اولین بحث این باشد که نقطه ی اصلی خود بانکداری نیست. یعنی بانکداری نمی کنیم
برای این که یک بانکداری خوب داشته باشیم. بلکه بانکداری می کنیم که خدمات خوبی به
مردم بدهیم. حالا باید ببینیم مردم چه خدماتی را
می خواهند. اگر ما دنیای تجارتمان به سمت تجارت الکترونیکی نزدیک شد، بانکداری ما
باید خدمات الکترونیک را در اختیار بگذارد تا بانکداری الکترونیک بتواند در خدمت
تجارت الکترونیکی باشد یا اگر اقتصاد ما اقتصاد شبکه ای است، بتوانیم استراتژی-های
لازم برای آن را داشته باشیم و بانکداری به آن سمت سرویس بدهد. نکته ی اصلی این است
که ما نیاز داریم همانطور که در همه جای دنیا پارامترها و استانداردهایشان را تعریف
کرده اند، اینجا نیز تعریف بسیار مشخصی داشته باشیم. به چه چیزی پول الکترونیکی می
گوییم، به چه چیزی کسب و کار الکترونیکی می گوییم؟ و مقادیر و
عنوان ها چون در دنیا به صورت زمان های متفاوت اینها تعریف شده، اینجا ما باید یک
تعریف مشخص و ملی برای آن داشته باشیم. اگر این تعریف ها را نداشته باشیم، همه یک
حرف را می زنیم، با منظورهای مختلف و در واقع با یک کلمات مشابه با همدیگر صحبت نمی
کنیم و مشکل ما هیچ موقع حل نمی شود، هر کدام در دنیای خودمان داریم صحبت می کنیم.
من چند نکته ی کلیدی را در همین رابطه پیشنهاد می کنم. اولین نکته، تعریف ملی
مفاهیم پول الکترونیکی است، ما باید مفهومی داشته باشیم که همه بگوییم به این می
گوییم پول الکترونیکی. برای این محدوده ی مبالغ و برای این کار، ما بعضی وقت ها در
یک جلسه می نشینیم می گوییم شما منظورتان از پول الکترونیکی یک میلیون دلار است یا
100 دلار؟ هیچ تصوری از آن ندارند. در صورتی که اگر شما هیچ تصوری نداشته باشید،
طراحی درستی نمی توانید بکنید، اگر ندانید ساختمانی که دارید می سازید یک طبقه است
یا 10 طبقه یا 100 طبقه، قطعاً ساختمان نمی توانید بسازید. فقط یک نمایش یا یک عکس
از ساختمان خواهد بود. بنابراین ما نیاز داریم روی این مفاهیم به نتیجه ی مشخصی
برسیم و به جواب برسیم و سرویس را به وجود بیاوریم.
نکته ی دوم، تفکیک پیپیدگی فناوری اطلاعات از خدمات بانکی است، در واقع پیچیدگی های
خدمات بانکی سر جای خودش است و پیچیدگی فناوری اطلاعات سرجای خودش، پیشنهاد من این
است که بین اینها یک مرزی تعریف بکنیم و آن حالت 3 لایه ای که خدمتتان ارایه کردم
در نظر گرفته بشود و اگر این تفکیک ها و مرزها را کلا مشخص بکنیم. احتمال رشد
بیشتری را خواهیم داشت.
نکته ی دیگر اینکه فناوری اطلاعات را از حالت محصول به حالت سرویس تبدیل بکنیم به
جای اینکه از چسباندن محصولات مختلف انتظار داشته باشیم به جواب برسیم، خوب است که
روی سرویس مشخص صحبت کنیم و سعی کنیم با زبان سرویس های مشخص به جواب برسیم.
نیاز داریم حتما پارامترهای مشخصی برای تشخیص جایگاه میزان کیفیت دریافت خدمات
داشته باشیم، در واقع باید بتوانیم پارامتری داشته باشیم که توسط آن امنیت، دسترسی
و اندازه پذیری را ارزیابی بکنیم. اگر این کار را نکنیم و یک تصور مهم برای خودمان
و مقامات اطرافمان بسازیم که وقتی می گوییم امنیت یعنی یک چیز بسیار محکم و صددرصد،
یعنی هیچ وقت دزدی نخواهد شد، شما پولتان را الکترونیکی کنید، دیگر دزدی قطع
می-شود، چنین خبری نیست. هیچ جای دنیا چنین کاری نکرده-اند حتما یک درصدی، یک نسبتی
می گذارند و وقتی می-گویند می خواهیم با این نسبت به این عدد برسیم، حتما یک پول و
بودجه ی خاصی برایش می گذارند و می گویند این قدر هزینه می کنیم تا به این نقطه
برسیم. اگر نتوانیم اینها را ارزیابی کنیم روی آن متر بگذاریم، سرویسی که دریافت می
کنیم قابل اندازه گیری و قابل خرید خواهد بود و گرنه قابل خرید نیست و چیزهای
غیرمشخص با همدیگر مقایسه می شود نیاز داریم حتماً زیرساخت فناوری اطلاعات ایجاد
کنیم. سعی کنیم شرکت ها، سازمان-ها، موسسات و جایگاه هایی را درست کنیم که بتوانند
بگویند من سرویس امن انتقال را ایجاد می کنم. حداکثر سرویسی که می توانم ایجاد کنم
10 TPS است 10 TPS عدد خوبی است. من می توانم این را ایجاد کنم. در واقع این چیزی
که ایجاد می کنم یک کامیون است که این قدر بار را جابه جا می کند. یک کامیون 2 تنی،
10 تنی، 100 تنی است. اگر ما اینها را نداشته باشیم، همه ی چیزهای نامتناسب با
همدیگر مقایسه می شوند و توافق سطح سرویس پایین می آید و نمی توانیم یک سرویس مشخصی
را دریافت بکنیم، نکته ی آخر این که ما باید به زیرساخت تراکنش-های مالی به شدت بها
بدهیم. شاید نکته ای که به صورت خیلی مهم در بحث من این بود این بود که شما
نمی-توانید یک سرویس برخط را فراموش بکنید، گهگاهی در خیلی جاها صحبت می شود که ما
با bach می توانیم این فضا را ایجاد بکنیم، یک نفر خانه اش سوخته بود، از او
پرسیدند چه شد که خانه ات سوخت؟ گفت که من از فناوری غلطی استفاده کردم، وقتی که در
خانه آتش شروع شد، به جای اینکه از فناوری تلفن استفاده کنم، از فناوری نامه
استفاده کردم و نامه را نوشتم، ولی قبل از اینکه پاسخ نامه بیاید، خانه ام آتش
گرفت.
|